محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4642

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در رمله فرود آمد . آنگاه برفت و بر كنار دريا فرود آمدند . صالح كشتىها فراهم آورد به آهنگ مروان كه در فرما بود آماده شد ، آنگاه بر ساحل برفت و كشتىها به دريا روان بود ، تا به عريش رسيد . گويد : مروان خبر يافت و هر چه علف و آذوقه اطراف وى بود بسوخت و بگريخت . صالح بن على برفت تا بر كنار نيل فرود آمد . آنگاه برفت تا به صعيد رسيد و خبر يافت كه گروهى از سواران مروان در ساحل علفها را مىسوزانند ، سردارانى سوى آنها فرستاد كه كسانى را بگرفتند و پيش صالح بردند كه در فسطاط بود . گويد : مروان از نيل عبور كرد و پل را ببريد و هر چه را اطراف وى بود بسوخت . صالح به تعقيب وى برفت و با گروهى از سواران مروان بر كنار نيل تلاقى كرد كه نبرد كردند و صالح هزيمتشان كرد . آنگاه به طرف خليج رفت و آنجا با گروهى سوار ، از آن مروان ، بر خورد كه آسيبشان زد و هزيمتشان كرد . آنگاه سوى خليجى ديگر رفت كه عبور كردند و غبارى ديدند و پنداشتند مروان است . صالح طليعه اى فرستاد به سالارى فضل بن دينار و مالك بن قادم ، اما كسى كه مايهء بدگمانى باشد نيافتند و سوى صالح بازگشتند . صالح حركت كرد و به جايى رسيد به نام ذات الساحل ، كه فرود آمد و ابو عون عامر بن اسماعيل را با شعبه بن كثير مازنى پيش فرستاد كه به گروهى سوار از آن مروان بر خوردند و هزيمتشان كردند و كسانى از آنها را اسير كردند كه بعضىشان را بكشتند و بعضى ديگر را زنده داشتند و در بارهء مروان از آنها پرسش كردند كه محل وى را گفتند به شرط آنكه امانشان دهند . گويد : پس برفتند و مروان را يافتند كه در بوصير در كليسايى فرود آمده بود ، آخر شبى به آنها رسيدند ، سپاهيان گريختند مروان با گروهى اندك برون آمد كه او را در ميان گرفتند و كشتند .